نوع مطلب :دل نوشته ،
نوشته شده توسط:محمد
سلام ای غرابت تنهایی
اتاق را به تو تسلیم می کنم
چرا که ابر های تیره همیشه
پیغمبران آیه های تازه تطهیرند
و در شهادت یک شمع
راز منوری است که آن را
آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خوب می داند.
این آخرین پست من در این وبلاگ بود!
متاسفانه به دلیل مشکلات متعددی که در میهن بلاگ بوجود آمده بود و بعضا حل شده! مجبور به ترک این وبلاگ شدیم جالب است که حالا که می روم میهن دوباره برای مدتی رفع فیلتر شده است هرچند بعید نیست مجددا فیلتر شود اما دیگر برای بازگشت از تصمیمی که گرفته ام خیلی دیر شده به خصوص آنکه فیلتر شدن میهن بلاگ تنها دلیل من برای ترک این خانه نیست...!
از همه شما عزیزان که در این مدت در این وبلاگ در کنار هم بودیم بی نهایت سپاسگذارم و امیدوارم همچنان همراه مـا باشید
آدرس جدید ما در بلاگفا :
***بازمانده سرخ می رود در امتداد یک جاده سرخ***
نوع مطلب :ورزشی ،
نوشته شده توسط:محمد
مهدی مهدویکیا و علی کریمی رسما از تیم ملی خداحافظی کردند.
چقدر زود گذشت تنها بازماندگان نسل طلایی هم رفتند تا مثل سایرین جایشان را به جوانانی بدهند که هیچ وقت نتوانستند آن نسل طلایی را تکرار کنند چه تیمی بود آن تیم مجموعه کامل از ستارگان نوظهور فوتبالی که دوران جدیدی را آغاز کرده بود و حالا دیگر از ان تیم هیچکس را به یادگار نداریم.
پسر محبوب و محجوب ایران از تیم ملی رفت اما تاریخ هرگز موشک راست پای فوتبال ایران را فراموش نخواهد کرد.
شخصا دو گل مهدی را در لباس ملی هیچوقت فراموش نمی کنم اول گلی که به تیم ملی چین از وسط زمین و با یک ضربه غیرقابل مهار زد و دوم آن فرار موشک وار و آن گل غرورانگیز به تیم ملی آمریکا در جام جهانی 98 فرانسه
جادوگر آسیا هم مثل مهدی در ذهن تاریخ باقی می ماند آخرین نمایش پر فروغ این اعجوبه را شاید در جام ملت های سال 2004 آسیا دیدیم آنجا که هیچکس را یارای مقابله با ستاره اوج گرفته فوتبال ما نبود و بعد از آن جادوگر جادو شد طلسم شد و به بیراهه رفت اما هیچوقت ذره ای از محبوبیتش در میان مردم ایران کم نشد آن دریبل های کشویی مدافعان پر مدعای آلمانی در تهران و آن خونسردی بیش از حد او در بحرانی ترین شرایط حالا حالا ها در ذهن فوتبال دوستان باقی خواهد ماند.
هرچه بود داستان نسل طلایی دهه هفتاد و حتی اوایل هشتاد ما به پایان رسید و فقط می توان گفت
خـداحافظ جادوگر آسیا؛ خـداحـافظ موشک محجوب؛ خـداحـافظ زوج طلایی
*********************************
پسر محجوب دیگر در اروپا هم نخواهد بود و اینتراخت را هم ترک می کند. او که سفیر پرسولیس در اروپا بود بعید نیست دوباره به خانه بازگردد و چه شود اگر جادوگر هم دل بدهد و بماند و در آن صورت است که زوج طلایی در پرسپولیس دوباره شکل خواهد گرفت و مرهمی خواهد بود بر غم های بی پایانی که فصل قبل به هواداران هدیه شد
اگر انصاریفرد از لجاجت دست بردارد و کمی تامل کند خواهد دانست که برای محبوب شدن در میان توده سرخ دلان نیاز به مذاکره بیهوده با مربیان بزرگ دنیا و بازی با نام ها نیست خرید موشک هامبورگ و حفظ جادوگر و در کنار آن حفظ ستاره های موثر فصل قبل و کنار گذاشتن بازیکنان پر حاشیه و بی ثمر خرید چند بازیکن مفید در پست های حساس و خالی و از همه حیاتی تر جذب مهدی رحمتی به عنوان یک وزنه سنگین دفاعی و در کنار این تلاش برای ایجاد و حفظ آرامش در و بیرون تیم کافی خواهد بود تا جام قهرمانی فصل آینده به پرسپولیس چشمک بزند و هوادارن هم برای مدیرشان هورا بکشند و در این صورت مهم نیست سرمربی تیم تاب مولر است یا حمید درخشان.
باور کنید آقای انصاری فرد مشکل اصلی تیم مربی نیست! باور کنید....
پ ن : دیگه واقعا داره حالم از میهن بلاگ بهم می خوره ؛ با اینکه میهن بلاگ تمام فرامین دولت و اطاعت کرده و حتی لیست وبلاگ های بروز شده رو هم نمی گذاره بازهم همچنان فیلتر!! واقعا قباحت داره با این وضعیت ادعای آزادی مطلق هم می کنند! اینجاست که آدم می مونه دم خروس و باور کنه یا قسم حضرات....!
پ ن 2: این مطلب ابراهیم نبوی هم خیلی قشنگ که چون مثل قبلی ممکن باز نشه روی صفحات ثابت وب گذاشتم . بد نیست اگه یک سری هم به سایت ابراهیم رها بزنید آخرین مطلبش فوق العاده است البته سایت های دیگه ای هم هست که مطالب جالبی دارند ولی نمی گم تا خودتون بگردید!!!
پ ن 3: جلال اکبری رسما پرسپولیسی شد. بالاخره یک چپ پای تخصصی خریدیم هورااااااااااا
پ ن 4: دولت پارانوئید!! لقب جدید دولت احمدی است, پارانوئید یک بیماری روانی است. توهم توطئه دیگران علیه خود و احساس عظمت مهم ترین مشخصه این بیماران است!
البته این وصله ها به دولت احمدی نمی چسبد! کلا احمدی تفلون مرغوبی در خودش و دولتش بکار برده !!!!!
نوع مطلب :اجتماعی ،
نوشته شده توسط:محمد
نـــام : ندا آقا سلطان سن 27 سال محل سکونت تهران
جرم : حضور در خیابان و مخالفت با حکومت
حکـم: اعـــدام

قبل از سی خرداد حماسی
این روزها سرم خیلی درد می کنه خیلی بیشتر از تمام اون سردرد هایی که برای غم های پرسپولیس داشتم...
تمام باور های قشنگی که از این حکومت از این رهبر از این پاسداران داشتم چه زود به یغما رفت! نیست شد نابود شد هیچ شد. حالا جای تمام اون باورهای قشنگ یک بغض نشسته یک خشم یک کینه یک غم یک غم خیلی بزرگ اینقدر بزرگ که توی کلمه ها جا نمی شه. بیشتر که فکر می کنم می بینم یک حسادت گنده هم کنار اونها نشسته حسادت به همه اون آدمهایی که مثل محمد سه ماه قبل هنوز همه چیز و قشنگ می بینند خوش و بد به حالشون, بد به این خاطر که نمی فهمند و خوش هم به همون دلیل!
یادش بخیر! یک موقعی چقدر دلمون سوخت و چقدر حس انسان دوستیمون گر گرفت از کور شدن سرباز احمدی چقدر ناراحت شدیم از اینکه یک ایرانی بی دلیل و مظلومانه کور شد. سرباز احمدی همونی که احمدی نژاد براش پیام داد همونی که احمدی نژاد بهش عنوان جانبازی رو داد دستور پیگیری درمانش و داد و خیلی چیزهای دیگه رو حداقل لفظا بهش داد و به ما هم کلی حال داد!
گذر زمان آدمها رو عوض می کنه و یا در این مقال بهتر اینکه بگیم گذر زمان نقاب ها رو بر می داره! حالا همون آدم دستور کشتار مردم ایران و اجرا می کنه, حالا همون آدم در برابر مرگ انسان هایی که مظلومانه کشته شدن سکوت می کنه ...
یادش بخیر! یک زمانی چقدر تو همین فضای مجازی و سایبری گفتیم و خندیدیم! چقدر از رفتن ها و نبودن های هم دیگه غصه خوردیم چقدر از رفتن برای رسیدن گفتیم و خوندیم اما هیچوقت باور نکردیم چقدر از سکوت پر صدا نوشتیم اما درکش نکردیم چقدر روزها و شب های بی حادثه رو پر حادثه ترین فرض کردیم اما حالا همه چیز عوض شده؛ نه در یک شب و نه در هزار شب شاید فقط عرض چند ماه و شاید فقط چند هفته یک رنسانس کامل یا یک پوست اندازی فکری در من رخ داده؛ یک تغییر زمینه سازی نشده یک انقلاب ناگهانی, بدون بستر بدون امادگی؛ از من موجودی ساخته که تشنه از آب حقیقت برای یافتن جرعه ای از آن بین دو کوه خود ساخته شک و یقین در رفت و آمده. حالا به معنای واقعی گم شدن و گمگشته بودن و احساس می کنم, من گم شدم تشنه و تنها در صحرایی داغ و سوزان! بدون یار بدون همفکر بدون راهنما
********************
خرداد ماه پر حادثه 30 روز خودش و سپری کرد
یافتم! یافتم!
یک نفر در یک آن می میره چون نمی خواد مرگ تدریجی رو باور کنه اما یک نفر ترجیح می ده به تدریج بمیره چون نمی خواد مرگ حقیقی خودش و باور کنه! شما کدوم و ترجیح می دید؟ ترجیح می دید بمونید و با چشمان خودتون مرگ آرام و خفت بار خودتون و ببینید و یا بجنگید و سرشار از عزت و غرور بمیرید و احتمالا در آخرین لحظات آنان که همیشه با شما بودن از شما بخواهند که لبخند بزنید!, لبخند بزنید در برابر دوربین هایی که از هنگامه تولد با شما بودن و حالا می خواهند آخرین تصویر یادگاریتون و با یک لبخند پیروزمندانه ثبت کنند. هم برای آنان که از بالا می بینند و هم برای آنان که بعدها در این کره خاکی خواهند دید!
ندا و نداها راه دوم و ترجیح دادند. نداها شهید شدن تا ندای آزادی خواهی ما رو از زندان بسته و خفقان گونه دولت حاکم به گوش دنیای آزاد و برای گوشهایی که هنوز می شنوند, برسونند, رفتند تا ما به جایی برسیم و چه زیبا رفتنی است, رفتن برای رسیدن دیگران.
باور دارم که با خون هر ندایی که بر زمین می افتد هفتاد ندا از دل زمین بیرون خواهد آمد و چه فردا و چه فرداها باور و هدف ندا رو محقق خواهند کرد. بذر امیدی که کاشته شده با خون شهیدان این راه آبیاری می شه شاید امروز ثمره ای قابل اتکا نداشته باشه اما فردایی خواهد آمد که درخت تنومندی که با خون ندا رشد کرده میوه های شیرین آزادی عملی, عدالت علوی و شکوه پارسی رو برای کشور و مردم مظلوم ما به ارمغان می یاره
من حقیقت تعریفی برای خودم و یافتم! خودم و برای آّبیاری و محافظت از این بذر و ادامه دادن راه ندا آماده کردم و مطمئنم که همچون من کم نیستند پس با ایمان راسخ می گویم ندای ندا هرگز خاموش نمی شود و در تمام طول تاریخ رساتر از همیشه فریاد زده خواهد شد و همچنین از خدای آزاد اندیشان می خواهم که در این در روزهای اندیشه مرگی, اندیشه های نوین و نوید بخششان را پاینده, گامهایشان را استوار و همچون همیشه یاورشان و یاورمان باشد. آمین
ندا جان آسوده بخواب ما هنوز بیداریم...
پ ن : یک سوال, مقصر اصلی به گلوله بستن و شهید کردن مردم ایران در حادثه 15 خرداد و تمام وقایع و کشتار های پیش از انقلاب چه کسی است؟! با حرف هایی که خامنه ای در روز جمعه این هفته زد عملا اعلام کرد مسئولیت تمام کشتارهای پیش از انقلاب بر عهده امام خمینی آقای خامنه ای و تمام یاران ایشان بوده چون مردم را به خیابان ها سرازیر می کردند! در این صورت تمام رهبران باقی مانده آن وقایع باید به عنوان یک جنایتگر در دادگاه لاهه محاکمه شوند. آقای خامنه ای! افعال و جمله ها در تاریخ دچار تغییر برداشت و معنا نمی شوند.
پ ن 2: شورای نگهبان : "تخلف وسیعی در انتخابات صورت گرفته اما خیلی مهم نیست! در ضمن ما مرجع رسیدگی به آنها نیستیم! در نتیجه انتخابات باطل نخواهد شد و ریاست مبارک احمدی!" از این استدلال لذت ببرید
پ ن 3: حتما به این سایت بروید و در نظرسنجی آن که در مورد تغییر لوگوی گوگول در دفاع از کشتارهای دولت کودتایی است شرکت کنید
پ ن 4: "هیچ و دیگر هیچ!!!" یعنی فعلا و تا اطلاع ثانوی هیچی !
پ ن 5: تقدیم به روح پاک ندا و همه شهیدان راه آزادی :
ما به چشم های بی قرار تو قول می دهیم
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم
نوع مطلب :اجتماعی ،
نوشته شده توسط:محمد
هشتمین روز از عزای جمهوریت در ایران باز هم به خون کشیده شد. بازهم مردمانی زیر شلاق تازیانه های استبداد فریاد آزادی خواهی سر دادند مجروح شدن مفقود شدند و یا به شهادت رسیدند. در جنگ خون و شمشیر بازهم شمشیرها بریدند اما ایمان دارم که روزی کند خواهند شد ایمان دارم که قطره قطره خون ها و اشک هایی که در نسیم حق خواهی می ریزند روزی سیلابی عظیم می شوند و تمام کج اندیشان و کوته فکران را با تمام نقاب های زیبا و مردم فریبشان با خود به دره های نابودی و فراموشی سرازیر خواهند کرد.
مقدمه اتفاقات دیروز را باید در روز قبل از آن جستجو کرد همانجا که رهبریت نظام غیر مستقیم دستور کشتار را صادر کرد و با حمایت صریح از رئیس جمهور کودتایی ذره امید ما به سرترین سر نظام را هم خاموش کرد و با اعلام اینکه مقصر تمام پیشامدهای احتمالی! کسانی هستند که به نام حق؛ حق حقیقی خود و مردم کشورشان را می خواهند! به سگ های وحشی ولی تربیت شده نظام اجازه داد بدون ترس از محاکمه بدرند هرآنکه در برابرشان قد برافراشت! چرا که پیشاپیش در این دادگاه دیگران محکوم شده اند؛ محکومیت آنان فقط این بود که در برابر خواسته نظام سر تعظیم فرو نیاوردند پس حتی کشتن آنان امری مستحب و چه بسا واجب کفایی است!! اما که می داند در دادگاه عدل الهی چه کسی محکوم است؟ مظلومان یا ظالمان؟
جناب آقای خامنه ای! مسئولیت تمام کشتار ها به عهده کسانی است که می دزدند می درند و انکار می کنند؛ رآی مردم را دزدیدند فریاد "دزد را بگیرید" مردم و تلاششان برای پس گیری مالشان را با فرستادن مشتی سگ وحشی و دریدن مردم بی دفاع خفه کردند و پس از آن همه چیز را انکار نمودند و آن کشتارها را به دیگران نسبت دادند!
برای من جای سوال است که اگر شما گناه کار نیستید چرا از شنیدن صدای اعتراض مشتی خس و خاشاک وحشت کرده اید؟ چرا تمام راههای ارتباطی مردم را بسته اید؟ چرا رهبران جریان های سیاسی مخالفتان را بازداشت می کنید؟ چرا اجازه نمی دهید مردم ایران و نه طرفداران یک نامزد!؛ در خیابان ها با سکوتشان فریاد بزنند؟ چرا به جای شنیدن سخنان آنان همه چیز را انکار می کنید؟ چرا جمعیت های میلیونی را گروهی آشوب گر و خس و خاشاک بی ارزش تلقی می کنید؟ چرا با وجود آنکه خود از قانون گرایی ایراد سخن می کنید قانون را زیر پا می گذارید؟ چرا برای سرکوب مخالفان از کثیف ترین روشهای ممکن بهره می جویید؟ چرا رسانه ملی را محکوم به تک صدایی و فریب مردم کرده اید؟ چرا از محاسبه می ترسید؟ چرا و هزاران چرای دیگر که هنوز برایشان پاسخی روشن نیافته ام هرچند خیابان های مزین شده به خونهای سرخ عدالت خواهان راستین جواب تمام سوالات را می دهد اگر کمی تأمل کنیم و کنید!
جناب آقای خامنه ای رهبر عظیم شأن حکومت اسلامی! از راهی که می روید برگردید, نگذارید امام خمینی یادگارش را آغشته به خون همان جوانانی ببیند که همیشه آنان ستایش می کرد نگذارید این جوانان با همه ارکان نظام دشمن شوند آنان که روز جمعه آنگونه برای شما های های گریستند تا قرب الهی پیدا کنند! در برابر کوچکترین بادها از جا کنده خواهند شد! به شعار ها تکیه نکنید به شعورها تکیه کنید! آنانی که هر حرفی و هر ظلمی را به این راحتی می پذیرند خیلی راحت کشور را تقدیم ظالمان اجنبی خواهند کرد! دلسوزان نظام را رها کنید به آنان بگرایید که دلسوز کشورشان هستند! جوانانی که امروز در خیابان ها بر علیه ظلم ظالمان حکومتی قیام کرده اند حافظان حقیقی کشور به حساب می آیند همانان که ظاهرشان باب میل شما نیست اما چشم بر ظواهر پر زرق و برق زندگی با ذلت بسته اند و مرگ با عزت را می خواهند اینان از گزیه کنندگان همیشگی بر حسین هم حسینی ترند چرا که راز حقیقی عاشورا را دریافته اند و دانسته اند که حسین شهید شد زیرا زیر فشار ظلم و ستم, آزادانه زیست. جناب خامنه ای از خدا بترسید از نفرین مادرانی به عزا نشسته بترسید از حقانیت خون های ریخته شده بترسید از فردایی که در پیش است بترسید از فردای این نظام بترسید. از زدن حرف هایی که شباهت بسیاری به حرف های رهبری دارد که روزی شما و دوستانتان بر علیه اش قیام کردید بترسید. حافظه تاریخ به این راحتی پاک نمی شود! مبادا مردم احساس کنند به دهه پنجاه بازگشته اند . مخالفان شما نه آشوبگرند نه ظالمن نه منافقند نه زیر دستان استکبار هستند و نه مشتی خس و خاشاک اینان مردم ایرانند همانهایی که با حضورشان باعث شدند امروز شما با غروز از 22 خرداد یاد کنید از راهی که می روید برگردید بگذارید نظام معنای جمهوریت را هم بفهمد بگذارید مردم باور کنند حرفشان و نظرشان برای حاکمان ارزش دارد اینکه می گویید اعتراض مردم اهرم فشاری بر شما نخواهد بود توهین به شعور مردم است! چگونه این جمله را با مردم سالاری تطبیق می دهید؟ لطفا خودتان حرف خودتان را همان لحظه نقض نکنید! فراموش هم نكنید فصل الخطاب رآی مردم است نه قوانین من در آوردی شما ها!!
من هنوز هم به اینکه بشود آب رفته را بجوی بازگرداند امیدوارم هرچند ماهیانی مرده اند اما نگذارید همه ماهیان بمیرند!
و در آخر اینکه به نصیحت باباطاهر گوش سپارید که گفت:
مکن کـاری که بـرپا سنگت آیـو جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نومه خونون نومه خونند تـو نومه خود ببینی ننگت آیو
***************************
دولت ایران به شدت مردم را گوسفند فرض کرده است! و یا خودشان زیادی گوسفندند ! در این مورد تلویزیون دولتی نقش ویژه ای دارد و با ساخت و پخش برنامه های متنوع این حکایت را هر بار رسا تر از قبل فریاد می زند! در این یک هفته چشمه های متفاوتی از گوشفند بازی دولتی ها و یا گوسفند فرض کردن مردم را از رسانه دولتی دیده ایم! تلاش برای القای وجود آرامش در جامعه به صورت کاملا ناشیانه, تلاش برای کوچک نشان دادن اعتراضات مردمی و اثبات غلط بودن نظریه مهندسی تقلب در انتخابات به شکلی مفتضحانه, چسباندن انگ آشوبگر به مردم معترض ,سکوت در برابر وحشیگری های نظامیان دولتی و پاک و منزه جلوه دادن آنان و در مقابل مقصر نشان دادن مردم در بوجود امدن آشوب ها, تلاش برای باور پذیری مردم به آرامش مسئولین و عدم ترس آنان از شرایط کنونی! تلاش برای تلقین این مسئله که کشته ها و مجروحین همگی از قشر به اصطلاح حزب الهی بوده اند که قاعدتا توسط مردم معترض به چنین روزی رسیده اند, سانسور شدیدخبری و عدم پخش اعتراضات گسترده مردم, عدم اجازه به رهبران گروههای مخالف برای بیان مواضع و دلایل خود, و هزاران ترفند کودکانه ی دیگر از جمله فعالیت های این رسانه است که در آن از مردم به صورت غیر مستقیم می خواهند گوسفندتر باشند!!!
از همه جالبتر برنامه ای بود که دیشب از 20:30 پخش شد؛ وزارت اطلاعات ایران گروهی از منافقین را در جریان آشوب های خیابانی دستگیر کرده بود و آنها به همین سرعت و با همان صراحت در یک برنامه تلویزیونی اعتراف کردند! و عجیبتر و غم انگیز تر آنکه این منافقین خود برای وزارت اطلاعات مدرک ساخته اند!! اتوبوسی را آتش زده اند و از آن و چهره خود فیلم گرفته و در آن می گویند که ما الان این اتوبوس و آتیش زدیم!!! از طرفی وزارت اطلاعات به یک سری تماس تلفنی ضبط شده هم دست یافته که فلانی دارد دقیقا جزئیات برنامه های آشوبگرانه خود را با طرف انگلیسی چک می کند و جالبتر اینکه همین جزئیات از دید دوربین های تلویزیونی دولتی دور نمانده و آنان خیلی اتفاقی از آتش گرفتن یک پمپ بنزین فیلم برداری کرده اند!!!! و حالا هم آن را نشان می دهند تا همه ی مردم بفهمند چه منافق های بدی داریم!!! و یا اینکه به جای نمایش وحشیگری های لباس شخصی ها حمله مردم به یکی از آنان را که معلوم نیست چه غلطی کرده را پرچم می کنند(البته من کلا با هرگونه عمل خوشونت امیز مخالفم. گفتم که بعدا شر نشود!!!)
یاد روزهایی افتاده ام که در تلویزیون اعترافات یک سری از منافقین دستگیر شده را ,که گویا از رهبران منافقین در ایران هم بوده اند, پخش کردند و بعد هم آنان را آزاد کردند که بروند خانه خودشان!! البته احتمالا یک تعهد کتبی از آنان گرفته اند که دیگر در ایران جاسوسی نکنند!!!
پ ن : بیانیه موسوی را دیدید؟ شجاعت یعنی همین یعنی ایستادن در برابر خامنه ای !! حکم اعدام موسوی امضا شده فقط یک مهر لازم دارد که خواهد خورد اگر مردم تنهایش بگذارند!
پ ن 2: دیروز یک تروریست تلاش کرد تا با منفجر کردن خودش در کفشداری حرم تمام کفش های زائرین را به شهادت برساند!! مواظب کفش هایتان باشید!
پ ن 3: اگر این وضع میهن بلاگ ادامه پیدا كنه مجبور به كوچ به بلاگفا خواهم شد
نوع مطلب :اجتماعی ،
نوشته شده توسط:محمد
برخیز که روح آب بر خاک افتاد
آن راکب خون رکاب بر خاک افتاد
چشمان شفق به سوگ ، خون می گرید
همسایه ی آفتاب بر خاک افتاد...
۲۹خرداد سالگرد عروج ملکوتی معلم شهید دکتر علی شریعتی گرامی باد.
او به خاک رفت با این امید که روزی 70 میلیون دکتر شریعتی از خاک سر بگسترانند...
به مناسبت این روز گزیده ای از نوشته های معلم تمام انسان های آزاد اندیش در ذیل می آید
من معتقدم که در تاریخ ایران ،
هیچکسی و هیچ گروهی زشت تر و زننده تر از
دانشمندان و محققان ایران دوست ما ،
که با تحقیر اسلام و تحقیر تمدن اسلام ،
پنداشته اند که از اصالت قوم ایرانی دفاع کرده اند ،
هیچکس چنین ضربه ی مهلک به حیثیت و اصالت این ملت نزده است
******************
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد
دیگران ابراز انزجار می کند که
در خودش وجود دارد!
******************
هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، " موسیقی حرام است " ،
ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد !
ای کسی که می گویی « غنا» حرام است،اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟
اصلا تو این را که این موزیک حماسی است یا ملی است یا علمی است ، تشخیص می دهی ؟!
موسیقی هزار شعبه دارد ، تاریخ دارد ، نقش های گوناگون دارد ،
بنابراین وقتی که تو فتوا می دهی « حرام است » ، هیچکس گوش نمی کند ؛
برای اینکه تو نمی فهمی که چیست !
******************
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی كه شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعهات نیستی
هركجا كه خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یكی است
آنها كه رفتند، كاری حسینی كردند، و آنها كه ماندند، باید كاری زینبی كنند، وگرنه یزیدیاند
******************
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن
تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم ، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی
******************
خدایا؛
آنچنان غریق دریای غربتمان نكن كه به هر خاشاك عاطفه ای دست دراز كنیم.
رنج تلخ است، ولی وقتی آن را به تنهایی می كشیم تا دوست را به یاری نخوانیم،
و چه تلخ است لذت را تنها بردن وچه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن وچه بدبختی آزاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن، سخت تر از كویر است، در بهار هر نسیمی كه بر چهره ات میزند یاد تنهایی رادر سرت زنده می كند.
تنها خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است. تنها بودن، بودنی به نیمه است
******************
سخن آخر
ای نسل اسیر وطنم،
تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیده ام، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو ! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم.
والسلام.
دکتر علی شریعتی
پ ن : میهن بلاگ فیلتر شده!!! همین روزهاست که واژه غربی و استکباری اینترنت در فرهنگ لغت فارسی به فیلترنت تصحیح بشود تا هم معنای حققی داشته باشد و هم قدمی باشد برای داشتن یک شبکه ملی!!!
پ ن 2: قرار بود دیروز این مطلب روی وبلاگ قرار بگیره اما نشد چون هم میهن بلاگ ریخته بود بهم, هم سرعت اینترنت در مشهد به صفر عملی رسیده بود ! همین الان هم بابابزرگم اومد جلوی چشمام تا صفحه میهن بلاگ از طریق فیلتر شکن ها باز شد! در هر حال شما فکر کنید امروز 29!!
پ ن 3: پورت های یاهو رو بستن و باز کردن ولی همچنان یاهو مسنجر من باز نمی شه !!! خدا لعنت کنه صدام و با همه نسخه های زنده اش!!!
پ ن 4: بیانات پر بار و پر ثمر رهبر انقلاب ایران و فراموش نکنید؛ حرف ها داریم در موردش!!!
پ ن 5:فعلا این نامه زیبای ابراهیم نبودی رو که به خامنه ای نوشته بخونید تا من در فرصتی بیانیه صادر کنم!!
وداع آخرین بازمانده ها پنجشنبه 4 تیر 1388
دوباره سبز می شویم چهارشنبه 3 تیر 1388
لطفا گوسفند باشید!!! یکشنبه 31 خرداد 1388
سی دو سال در سوگ یک مبارز شنبه 30 خرداد 1388
اینجا ایران است ساعت 25!! چهارشنبه 27 خرداد 1388
انا الله و انا الیه راجعون چهارشنبه 27 خرداد 1388
اندر حکایت سگ و سگ بازی!! دوشنبه 25 خرداد 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات